![]() |
![]() |
|
| وبلاگ تحليلي ماجد امام |
|
دين در جامعه معاصر يا جنبش هاي فكري در جوامع اسلامي تهيه و تنظيم : يادگار شيخي - ماجد امام ابتدا لازم است مفاهيم دين و جامعه مورد بررسي قرار گيرند : دين يكي از اصلي ترين و بنيادي ترين نهادهاي جوامع انساني از ديرباز تا به امروز بوده است. تحقيقات و يافته هاي باستان شناسي نشان داده است كه اعتقاد به جنبه هاي ماورا الطبيعه يا امور غير مادي از ابتداي حضور انسان در كره خاكي وجود داشته است . مطالعه ي قبور بدست آمده با سابقه ي حدود 7000 ساله از يك شهرباستاني در چين نشان مي دهد كه با توجه به نحوه تدفين و وسايل موجود در آنها ، صاحبان قبور معتقد به حيات پس مرگ و ماورا الطبيعه بوده اند . بنابراين اگر مهمترين مشخصه ي دين را اعتقاد به ماورا الطبيعه بدانيم مي توانيم نتيجه بگيريم كه دين از ابتداي خلقت بشر تا كنون به اشكال گوناگوني از اديان ابتدايي تا اديان سازمان يافته حضور داشته است . نهاد دين همواره به عنوان نهاد مرجع در قضاوت هاي ارزش مدار و اخلاقي و نيز نهادي تعيين كننده در حوزه ي مدني و اجتماعي از شخصي ترين تا عمومي ترين عرصه ها مطرح بوده است . جامعه : مي توان گفت متشكل از گروهي از انسان هاست كه با يكديگر حياتي مبتني بر پيوند و همكاري مي گذرانند جامعه داراي روابط پيچيده ي اجتماعي و تقسيمات كار مي باشد .(1) از منظر اسلامي دين فقط شامل دين اسلام مي شود ( ان الدين عندالله الاسلام) بقيه ي اديان و عقايد يا شامل اديان غير توحيدي اند كه به كلي مردودند مانند بت پرستي ، بوديسم ، هندويسم يا شامل اديان توحيدي ديگرند مانند يهوديت و مسيحيت كه با آمدن دين اسلام منسوخ شده و كاركرد خود را از دست داده اند . بنابراين دين در جوامع اسلامي مورد بررسي قرار مي گيرد . دين و دينداري مهم ترين مفهوم در ذهنيت و رفتار جوامع اسلامي از جمله ايران است به گونه اي كه بسياري از حوادث ، جريان ها و نيروهاي اجتماعي براساس نسبتي كه با دين يافته اند سرنوشت خود را در عرصه هاي حيات اجتماعي رقم زده اند . برداشت جريان هاي فكري اجتماعي و در ارتباط با جامعه و دين در جوامع اسلامي معاصر از چند دهه ي گذشته تا كنون بر محورهاي زير صورت بندي شده ست : 1- نيروها و جريان هاي مادي گرا : كه ماترياليست ها و سكولار ها از آن جمله اند . به دليل آن كه ماترياليست ها از جمله جريان های چپ و كمونيستي تا حد زيادي از گردونه حوادث و تاثير گذاري خارج شده اند در اين مقاله به آنها پرداخته نمي شود . سكولارها : كه براساس نسبت معرفتي كه با مدرنيته يافته اند موضوع دين را نيز در چارچوب معرفت مدرن بررسي مي كنند از ديدگاه اين گروه سنت – كه دين را نيز شامل مي شود – به معناي شيوه اي از رفتار و كردار است كه داراي پيشينه بوده و در اثر تكرار و ممارست به صورت عادت هاي مستقر و عميق در ذهنيت مشترك جامعه رسوب كرده است(2 ). زمينه معرفتي سنت از اين ديدگاه چيزي جز يك شناخت حسي – عاطفي نيست كه در اثر تكرار و ممارست پديد مي آيد .از اين ديدگاه سنت به علت عدم ارتباط با واقعيت ، رنگ كهنگي برآن نشسته و طراوت و پويايي و نشاط از آن سلب شده است و سنت براي تحميل خويش بر جهان و ثبات و استقرار ذهني خود همواره خود را در قالب گزاره هاي ديني و به صورت اديان مختلف توجيه مي كند .(3) اين طيف با اقتباس ملال آور از نظريات جامعه شناسان اوليه نظير كنت ، سنت و دين را به ذهنيت عاطفي – تخيلي انسان هاي ماقبل مدرن احاله مي دهند (4) و در حقيقت با انكار ابعاد وحياني و آسماني دين و خصيصه غير بشري بودن اديان توحيدي يك پايه ي صرفاٌ ذهني براي اديان قائل مي شوند و مغرورانه مدعي مي شوند كه مي توانند به يك طرح راستين در باب زندگي انسان و نحوه ي رجوع به عالم دست يابند و در اين هستي شناسي آنچه به مثابه واقعيت فرض مي شود صورت حسي و مادي اشيا است و معرفت حسي و سيطره ي مستبدانه اموري هستند كه حيطه ي علم و روش شناخت انسان را تاييدمي كنند . سكولار ها خواستار حذف دين از تمام جنبه هاي اجتماعي زندگي هستند و به شدت به عرفي شدن سياست و قوانين مي انديشند . آنها در حقيقت خواستار دين به شيوه اي حداقل بوده و در صورت موفقيت دين را به تدريج از جامعه و حيطه ي حيات انسانها بيرون مي رانند و در مدينه ي فاضله ي خيالي آنان در نهايت دين را بايد در موزه ها جستجو كرد . تجربه ي تاريخي تا امروز نشان داده سكولارها به علت عدم تشابه و نزديكي آنها با باورها و عقايد مردم هرگز نتوانسته اند بدون حمايت خارجي مستقلا رشد و بالندگي داشته باشند و به واسطه ي عدم ارتباط ارگانيك و مستقيم بي پيرايه با سطوح زيرين و متوسط جامعه، برج عاج نشيني و زبان پر تكلف و خودباختگي فرهنگي و نظري آنها در برابر غرب و عدم توليد فكري و تنها مصرف كننده بودن ايده ها و تفكرات غربي موجب گريختن توده ها از آنها شده است . (3) بعد از جنگ هاي جهاني اول و دوم و شكست و تجزيه ي قدرت هاي قديمي مانند امپراتوري عثماني و تقسيم جهان در حوزه نفوذ قدرت هاي جديد ده ها كشور و دولت جديد كه در ابعاد و انحاي مختلف وابسته به قدرت هاي جديد بوده اند تشكيل گرديد . طيفي از دولت ها كه در حوزه ي نفوذ غربيان و تحت استعمار آنان سربرآوردند از نظر فكري به شدت از آبشخور سكولارها مشروب شدند و با حمايت بي قيد و شرط قدرت هاي غربي توانستند بيش از نيم قرن حكومت غالبا ٌ مستبدانه را حاكم سازند . بيشتر كشورهاي خاورميانه از جمله ايران پهلوي ،تركيه ، عراق، سوريه ، لبنان ، اردن يا كشورهاي شمال افريقا مانند مصر ، ليبي ، مغرب ،تونس، الجزاير از آن جمله اند . تجربه ي سكولارها در اين كشورها نشان مي دهد كه آنان برخلاف تصورات خود نتوانسته اند در هيچ يك از جنبه هاي حيات انساني به موفقيت چنداني دست يابند و در حقيقت به گرد پاي كشورهاي قبله گاهي غربي خود نرسيده اند . 2- دين گرايان كه شامل بنيادگرايان و اصلاح طلبان ديني هستند . بنيادگرايان : از ديدگاه آنان شريعت داراي شمول و گستردگي نسبت به همه افعال فردي و اجتماعي انسان و متكي بر تعريفي از دين است كه آنها به آن آگاهي و باور دارند و ديندار بودن را نيز در گرو اين معرفت و عمل به آن مي دانند . آنچه مايه ي تعجب است هر گروه بنيادگرا بطور نسبي برداشت خود را حقيقت دين تصور نموده و به انكار و گاه تكفير گروه هاي ديگر ديني مي پردازد ودر حقيقت خود را مخزن مطلق حقيقت مي دانند و از تعامل و همكاري و اتحاد صادقانه با ديگر مذاهب و گروه ها سر باز مي زنند . بنيادگرايان به سبب شرايط استعمار ستيزي و تلاش براي جدايي از فرهنگ و ارزشهاي استعماري، از آغاز به ارزشهاي جهاني با ديده ي ترديد و دشمني مينگريستند. از دهه ي هفتاد ميلادي فعاليت گروه هاي بنياد گرا در قالب گروه هاي سني و شيعي به شدت رشد كرده است . اصلاح طلبان ديني : آنان معتقد به قبض و بسط تئوريك شريعت بوده و خواهان ايجاد جامعه اي با رعايت ارزش هاي جهاني و اسلامي هستند . از اين ديدگاه آنچه ثابت است اصول و ارزش هاي ثابت اخلاقي و ديني است و بقيه ي امور و فروعات ديني تابعي از زمان و مكان است. براساس اين ديدگاه حكومتي اصالت مي يابد كه براساس ارزش هاو اصول ثابت اسلامي و با توجه به آراي اكثريت مردم ، جامعه را اداره نمايد . در حقيقت آنچه اكنون در جوامع اسلامي مي بينيم شروع خيزش هاي جديد فكري و عملي بر پايه ي ريشه هاي خودي و اسلامي است . با توجه به ديدگاه و عملكرد اصلاح طلبان به تدريج آنان به روشنفكران بومي و متفكران وطني تبديل مي گردند كه داراي بيشترين توليدات فكري با در نظر گرفتن پيشينه و اصالت فكري هستند . مقبوليت عمومي آنان به تدريج درجوامع اسلامي رشد مي يابد نمونه هاي آشكار آن را در حزب عدالت و توسعه در تركيه مي توان يافت . پي نوشت ها : 1- باقر ساروخاني ( دايره المعارف علوم اجتماعي) تهران 1370 نشركيهان ص 746 2- حميد پارسا ( سنت علم و ايدوئولوژي) تهران 1380 نشر كفا ص 23 3و4 -لويس كوزر (زندگي و انديشه بزرگان جامعه شناسي ) ترجمه محسن ثلاثي تهران 1380 نشركفا ص30 -28 5-سايت اينترنتي باشگاه انديشه
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 17:0 توسط ماجد امام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
×××خوش آمدید×××
××× به خیر بین ××× (از كوردستان و از ديدگاه يك كوردستاني مي نويسم ) |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 فروردین 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
از سقز تا جبل قاسیون |
|
RSS
|